![]() |
![]() |
|
| فارماسیون |
|
باز هم دکتر باویلی باز هم ورودی های جدید باز هم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
سلام.به خدا تقصیر من نیست دیر پست میزارم از وقتی مسئولین عزیز تصمیم گرفتن سرعت اینترنت رو تو دانشگاه پایین بیارن (تا حدی که فقط e-book بشه دانلود کرد) ما هم دستمون رفته تو پوست گردو.
از اونجایی هم که نمیشه پیش هر آدم عاقل و بالغی پست گذاشت چون خطرناکه حسن ما دیر میرسیم خدمت وبگاه! تبریک میگیم به ورودی های ۸۸ که هنوز یخورده مشنگ میزنن. و به کل بروبچه ها که بالاخره تونستیم تو یه دانشکده (نصف و نیمه البته) مستقر بشیم. از اونجاییکه دانشکده جدید اتاق خالی زیاد داره (خونه خالی نه اتاق !!) دعوا سرشون زیاده و رئیس گروههای محترم شدیدا مشغول چنگول انداختن به دکترجوادزاده و همدیگه هستن.این وسط دانشجویان محترم و همیشه در صحنه هم تو بهترین نقطه ساختمون یعنی تو زیرزمین کلاس دارن تا هرروز عبارت(در جای خشک و خنک نگهداری شود) رو بهتر تجربه کنن و بتونن در آینده به مریضا حالی کنن. خبر دیگه اینکه بعضیا شدیدا به دنبال زدن زیر آب بعضیای دیگه هستن(شرمنده چون این ترم باهاشون واحد داریم میترسیم اسمشونو بگیم) دو تا مالزیایی هم این سال اومدن تا در بوستان علم و دانش ما کنار نوگلان دیگه ورودی ۸۸ کسب علم و تلمذ کنن.خدا عالمه که ۵ ۶ سال دیگه قراره با خودشون سوغاتی چی ببرن خونشون!!! همین خبر دیگه فعلا ندارم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
بچه ها مدتیه مسولان محترم دانشکده زیاد دور و بر این عراقیا می پلکن حواستون باشه :
۱.اگه امضا واسه نامه میخواین آمار این اعجوبه ها رو بگیرین ۲.مواظب باشید برخی از اساتید محترم مجرد به باد نرن! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
ای داد ای هوار ملت به دادمون برسید اینجا دارن ما رو قربونی میکنن!!!
چی شده؟ می خواستید چی بشه؟ دانشگاه ورداشته ۲۰ تا رنجر عراقی رو وارد دانشکده کرده دارن یکی یکی ما ها رو ترور میکنن. به جان مهرا راست میگم خدا نکنه چشمتون به چشمشون بیفته به دو سوتس شکار میشین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
تصمیم گرفتم اسم هر استادی رو با درسی که تدریس میکنه بنویسم.تا حداقل وقتی خودم یاد یره بیام نگاه کنم!!!
البته یخورده زمان میبره ولی بهتر از هیچیه.بعضی از اساتید هم بیشتر از یه درس تدریس میکنن که هروقت یادم افتاد مینویسم. ۱.گروه فارماسیوتیکس دکترها: برزگرجلالی:(یدونه است بخدا)فیزیکال فارماسی ۲ حسن زاده:کنترل فیزیکو ولیزاده:فیزیکال فارماسی ۱ جلوه گری:فارماسیوتیکس ۱ جوادزاده:فارماسیوتیکس ۳ و فرآورده های آرایشی بهداشتی مقصودی:فارماسوتیکس ۳ شکری:۸ ۷ تا فارماسیوتیکس تدریس میکنه!!! سیاهی:(عشق من) اخلاق در داروسازی.مدیریت امیدی:زبان تخصصی(رئیس دانشکده فناوریهای نوین) بقیش بمونه فعلا دیگه داره خوابم میاد!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 4:51 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
داشتم وبلاگ چندتا از بچه های ۸۷ رو میخوندم.نمیدونم چرا این باویلی قراره هرسال آبروی دانشکده رو جلوی سال اولیا ببره
همین ۸۶ایها هم پارسال نیمی از حجم وبلاگشون مربوط به سوتی های آقا بود. وقتی که عصبانی میشه خیلی باحاله.از شیخ کروبی هم خنده دارتر میشه فکر کن!ترکی فکر میکنه فارسی حرف میزنه خوب طبیعتا واسه ترجمه یخورده زمان لازم داره حالا شما که عصبانیش میکنین این زمان رو ازش میگیرین.بقیش رو خودتون حدس بزنین
راستی ۳ تا توضیح: ۱.آقا یا خانم کلانتر ۸۷ ضمن تشکر از لنکت لطفا آدرس بلاگ خودت رو تو کامنتا بزار تا منم لینک بزارم. ۲.دوست عزیزی اصرار داره بنده اسم واقعیمو بگم عرض شود که بنا به یکسری دلایل امنیتی معذورم. ۳.هر بلایی تونستین سر این علی مولایی بیارین.اینقدر حال میده |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 4:5 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
سلام
سلامی چو بوی خوش تنبلی! شرمنده !روم سیاه! ما خاک پاتونیم! یه مدت بود میخواستم وبلاگ رو حذف کنم چرا؟ به خاطر همین تنبلی دیگه آپ نمی کنم جماعت کل دانشگاه!!! می مونن تو کف که این وبلاگ کی به روز میشه!!! خلاصه من برگشتم(ای بخوره تو اون سرت!{این نهیب وجدانم بود آره بچه ها این مدت دانشکده خبرای داغی داشت: ۸۶ ایها هم نشون دادن پسر کو نشان ندارد از پدر!!! پاشونو محکم گذاشتن جا پای ما ۸۴ایها حسابی قبل امتحان علوم پایه گرد و خاک کردن البته هنوز به رکورد ۱۶ نفره ما نرسیدن ولی با این وضع فکر کنم تو خود امتحان روی ما رو سفید کنن امتحانا! بله!خودتون بهتر از من میدونید.به خاطر دعوای محمود کاپشن و محسن مافیا و مهدی خنده و جناب آقای مهندس میرحسین موسوی! ما هم جوگیر شدیم و یه هفته امتحانا رو تعطیل کردیم(به جان خودم رئیس دانشکده هنوزم باورش نشده) قرار شد امتحانایی که تو اون یه هفته برگزار نشد اواخر مرداد ماه انجام بشه که گویا اخیرا(چون رئیس دانشکده هنوز خشکش زده و نمیتونه باور کنه) اعلام شد که امتحانا کلا حذف شد و اون واحد ها هم رفتن قاطی باقالی ها! گویا رئیس محترم درپی انتخاب محمود جون دچار یه شوک مثبت اساسی شده (موسوی موسوی رای مونو پس بگیر آخ راستی انتخابات!؟ بچه ها انتخاباتو حال کردین دیگه نمایش دموکراسی بود.به قول دکتر! کل دموکراسی دنیا رو زیر سوال برد خلاصه به دکتر جوادزاده و دکتر سیاهی! تبریک میگیم. راستی یکی از بچه ها میگفت دکتر داوران(رئیس آموزش)اخیرا خوش تیپ شده شما می دونید چرا؟ احتمالا ترم بعد رو تو ساختمون جدید شروع خواهیم کرد(نمیدونم چرا ولی یه چیزی تو ذهنم وول میخوره که هوی! همین مطبلو پارسالم نوشتی!) نشریه:(بیخیال چیزی نمیخوام بگم) آقا قادر (مسئول بوفه): رفت قاطی باقالی ها بچه ها شما نمیخواید یه تکونی به خودتون بدین؟ شما هایی که اینجا تو تبریز دانشجویین تا حالا این تبریزیا رو خوب شناختین ولی اینم بگم بیشتر بشناسین ۳تا از تبریزیای ورودی ۸۲ امسال امتحان تخصص رو با موفقیت پشت سر گذاشتن(تا اینجاش طبیعیه) و خوب چون سال آخر هم هستن باید از استاداشون هم از بابت موفقیتشون هم از بابت فارغ التحصیلی(معمولا هرکی فارغ میشه با یه قوطی شیرینی میره سراغ استادا.حالا قبولی امتحان تخصص به جاش) تشکر میکردن(تا اینجاشم طبیعیه) اما قسمت جالب اینجاست این ۳ دوست ارجمند ۳تایی با هم پولاشونو گذاشته بودن رو هم و با یه قوطی شیرینی اومده بودن واسه تشکر از استادا!!! فکر کن!!! آخر اصلاح الگوی مصرفن اینا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 3:59 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
سلام یکی از دوستان ۸۷ای اخیرا دوباره وارد فضای سایبر شده بهش تبریک میگیم و امیدوراریم که گهی تند و گهی خسته نباشه و آهسته و پیوسته حرکت کنه.
جالبه اکثر دوستانی که قصد وبلاگ نویسی میکنن خیلی خوب و با انگیزه شروع می کنن ولی وسطا یدفعه دیگه نمی کشن ان شالله به اید اون روزی که همه بچه ها با این محیط آشنا بشن و باهاش انس بگیرن.ما که نسلمون(هم ورودی هامون)اصلا خیلی هاشون محیط اینترنت رو در شان!!! خودشون نمی بینن. باز حداقل این ۸۷ایها یه تکونی میخورن |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
باز هم مظلومیتی دیگر...
تحصن دو هزار نفری دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز امروز 23 فروردین 1388 دانشگاه آزاد تبریز شاهد تجمع گسترده ی دانشجویان در اعتراض به مرگ سه دانشجوی دختر بود. عصر دیروز سرویس مینی بوس حامل دانشجویان دختر در اثر ازدحام بیش از حد و بی مسئولیتی های که همواره در سرویس رفت و آمد وجود داشته است دچار سانحه شد و متاسفانه سه دانشجوی دختر جان خود را از دست دادند و چندین تن نیز به شدت زخمی شدند. این در حالی ست که دو سال بیش و در حادثه ای مشابه یک دانشجوی دیگر نیز جان خود را از دست داده بود. صبح امروز دانشجویان خشمگین دانشگاه آزاد تبریز با تجمع گسترده ی خود که منجر به تعطیلی کلیه ی کلاس های درس شد در واکنش به این حادثه ی تلخ صحن دانشگاه را به صحنه ی اعتراض بیش از دو هزار نفر از دانشجویان تبدیل کردند. این تجمع که از ساعت 10 صبح تا 19 عصر به طول انجامید ،برخی از مسئولین شهری همچون معاون فرماندار تبریز، رئیس شرکت واحد اتوبوسرانی تبریز و ... را برای پاسخگویی به میان دانشجویان کشاند که حضور آن ها با واکنش های تندی از طرف دانشجویان مواجه شد. ریاست دانشگاه آزاد تبریز نیز که سعی در ابراز همدردی با دانشجویان داشت در جمع آن ها حضور یافت و از همه به دلیل این حادثه پوزش خواست اما با این همه دانشجویان انتقادات تند و تیزی را بر علیه کاستی های موجود در دانشگاه متوجه وی ساختند که در نهایت پس از کش و قوس های فراوان با امضای طوماری با چند هزار امضا و توافق های صورت گرفته میان دانشجویان و مسئولین دانشگاه، دانشجویان مجوز تاسیس شورای صنفی را برای پیگیری حقوق دانشجویان به مسئولین دانشگاه تحمیل کردند. گفتنی است در دانشگاه آزاد تبریز با بیش از بیست هزار دانشجو و به تبع آن هیچ دانشگاه آزادی در سراسر کشور شورای صنفی دانشجویی وجود ندارد.!
از حاشیه های این تجمع اعتراض آمیز حضور کثیر افرادی خارج از دانشگاه بود که فضای دانشگاه را به شدت امنیتی کرده بود. از این جمله می توان به استقرار چندین تن از افراد ناشناس در طبقات فوقانی ساختمان های مجاور اشاره کرد. همچنین بیش تر لحظات این تجمع با انواع و اقسام روش ها و از درون ساختمان های مختلف به منظور تهدید ضمنی دانشجویان فیلمبرداری می شد که این امر هر از گاهی با اعتراضات شدید دانشجویان مواجه می شد. همچنین سرویس های بهداشتی و آب آشامیدنی دانشگاه در طی این تجمع به طرز مشکوکی از کار افتاد. بعد از این حادثه تازه مینی بوسهای قراضه دانشگاه آزاد رو با توبوسای نونوار عوض کردن تازه نه همشو!! ابراز همدردی می کنیم با خانواده هاشون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
سلام دوستان حتما از تاسیس دانشگاه ارس خبر دارین دانشگاهی که روش این اسممو گذاشتن«واحد بین المللی!!! آزاد!!! ارس» حالا این که چطور شده این دانشگاه بین المملی! شده و اینکه چطور آزاد شده رو ماها شاید ندونیم ولی مسئولان محترم دولتی که ما خیلی بهشون ارادت داریم(ازجمله همونی که من خیلی دوسش دارم) حتما میدونن این شد که پا شدیم رفتیم پیششون تا ازشون بپرسیم کی به کیه!
ما:دکی جون چه خبر؟ اونا:اعوذبالله منم شیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم همونطور که مستحضر هستید اقتصاد جهانی رو به زوال می باشد و چند صباحی بیش نخواهد کشید که استکبار جهانی و ایادی سرسپرده اش ... ما:دکی دکی دکی!غلط کردیم بیخیال؟ اونا:پس بفرمایید چه کمکی میتوانم به شما ابراز نمایم فرزندم!نوگلم! ما:(با حفظ فاصله از اونا)دکی ببخشید یه سوال داشتیم می خواستیم ببینیم چرا اسم این دانشگاه جدید :«آزاد» و «بین المللیه» اونا:عرض به حضور مبارک و گرامیتان شود که راستی عمو کلاس چندمی؟ ما:ها!!!!!!!من دانشجوی سال nام داروسازی هستم چطورمگه؟ اونا:بسیارعالی بسیار عالی پس از فرزندان انقلاب میباشید ما:بله،حالا لطفا جواب ما رو بدید اونا:اعوذ... اللهم... ... ... .... .... ... .... .... .... .... ... (نیم ساعت بعد) در راستای اهداف عدالت گستر و مهرورز دولت بزرگوار تصمیم بران گشت که حق تحصیل در همه رشته های دانشگاهی برای اقشار ضعیف و آسیب پذیر دانشگاه مقرر گرددفلذا مصمم گشتیم تا برقراری عدالت و کشیدن دست مهربانانه و پدارانه برسر مردم از پای ننشینیم و در همین راستا دانشگاهی بسیار بزرگ و با امکانات برای این اقشار مستضعف تدارک ببینیم. ما:دکی من چی پرسیدم؟ اونا:مگر کارنامه دولت نهم را نخواستید؟ ما:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اونا:فرزندم چرا اینگونه میکنی خب سوالت را بپرس عزیزکم! سرمایه انقلاب! سرباز اسلام!!! ما:جناب دکتر حاج سید حجه الاسلام و المسلمین سایه عالی مستدام!!! آقای ... لطفا بفرمایید چرا نام آن دانشگاه آنگونه است؟ اونا:آهان حالا فهمیدم منظورتان چیست!!! علت انتخاب نام آزاد برای آن دانشگاه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
سلام دوستان خوب هستید چه خبر از زندگی؟چه می کنید با درسا؟خیلی عذر میخوام که دیر به دیر پست میزارم آخه خیلی وقته تو دانشکده خبر خاصی نیست.منم اگه بخوام حرفای خودمو بزنم دور از اهداف این وبلاگه خلاصه ببخشید دیگه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 0:44 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
عیدتون مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
1.خرخوني!عذر ميخوام بيش خواني!!! اين آخرين راهيه كه ميتونيد به كار بگيريد و شاگرد اول بشيد!!!! 2.تقلب:شمابا اين شيوه ميتونيد به راحتي و بدون سختي شيرينيه شاگرد اولي رو مزمزه كنيد. تبصره:شما حتما بايد همشهري مراقبهاي محترم باشيد وگرنه ممكنه مراقب باهاتون همذات پنداري نكنه و مثلا بيوشيمي رو صفر بگيريد و مشروط... 3.سومین راه اینه که شما نورچشمی یکی از اساتید گرانقدر دانشکده باشید.واسه اینکار اول باید حداقل این عرضه رو داشته باشید که آبیاری گیاهان دریایی دارقوزآباد قبول شید.بعد پدر محترم شما رو واسه اینکه دلش واستون تنگ نشه میاره ور دل خودش.بعدش شما دو راه دارید یا اونقدر میخونید که جبران زحمات پدر یا مادر گرامی کنید یا!!!(اینجاست که راه حل ما ارائه میشه)یا به لطف رابطه باباجون با اساتید محترم و محترمه تو ورقتون ۲ بگیرید ولی تو لیست نمرات واستون ۱۲ ثبت بشه!!! تبصره:البته ممکنه استاد مذکور با پدرتون پدرکشتگی داشته باشه و سر شما خالی کنه! ۴.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
هوراااااا
بالاخره امتحانات (این مردان نه مرد! این پست فطرتان بی مروت این... ترم بعد به زودی آغاز میشه و ما بی صبرانه منتظر گشوده شدن درهای علم و دانش هستیم راستی مثل اینکه یکی از بچه های ۸۷ دارو تبریز هم یه وبلاگ جدید زده بهش تبریک میگیم و امیداریم دماغش چاق و وبلاگش پررهرو!! باشه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 1:36 قبل از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
ان شالله تا آخر این هفته امتحاناتم تموم میشن و هممون به رحمت ابدی میریم!!!
اما خداییش خیلی فشار میاد تقریبا از اول دی ماه میری تو فاز بیش خوانی!! تا اواخر بهمن ماه. سخته... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
خداییش بچه های انجمن با این پلاکارد ثابت کردن انجمنینه خالصن.به املای پلاکارد دقت کنید!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
بدون شرح
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
عکسی که خواهید دید عکس دانشکدمونه...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
من امتحان فارما داشتم دوست عزیز حساب هم خرابش کردم.دمم گرم!
این بچه کوچولو هایی هم که فرت فرت کامنت میزارن که واسه کنکور چطوری خوندی هم زیاد خودشونو درگیر نکنن.من اینجوری خوندم(قلم و کاغذ بردارین بیارین جزییاتش زیاده) ۱.مثل بچه آدم ۲.مثل بچه آدم ۳.مثل بچه آدم ۴... کاری نداره که بشینید درست و حسابی برنامه ریزی کنید بعد طبق اون عملکنید.کنکور هم که خدا رو شکر این سالها خیلی راحتتر شده. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
بیچاره شدم !!!(همینجوری دلیل خاصی نداره)
فکر میکنم من و این وبلاگ یا طلسم شدیم یانفرین. دلیلش هم به خودمون مربوطه!! بخونید اخبار بیات دانشکده رو: انتخابات دانشکده: در وضعیتی که هیشکی تو دانشگاه حوصله برگزاری انتخابات رو نداشت و همه به صورت آبکی انتخاباتشونو برگزار کردن(انجمنو میگم دیگه) تو دانشکده ما ملت از شدت علاقه به انتخابات سرصندوق ها دعوا میکردن.فکر کنم کل بودجه انتخابات سال بعد واسه جایگزین کردن صندوقهایی که مورد مهر و عطوفت!!!بچه ها قرار گرفته بودن صرف شد. خلاصه همه اونایی که ثبت نام کرده بودن قبول!!! شدن.اینا تو انتخابات قبول!!! شدن(به خدا من نگفتم این گفته یکی از بچه هاست.شاگرد اوله ها!فقط یخورده فارسیش مشکل داره همین.) داوود نوروزی بزرگ سیاوش حسین زاده نیما محسن زاده رضا حریری یدونه ۸۷ای اینا هم قراره بعدا بیان تو انجمن: ممد اهاری محموداعلایی رامین رامین فر اگه میدونستم همه میرن تو به مهندس!!! هم میگفتم ثبت نام کنه! خبر بعدی: برگزاری جشن روز دانشجو: سرانجام دمل های چرکین ۱۸ تیر ۷۸ سر باز کردند و ... (جوگیر نشید اتفاقی نیفتاد فقط یخورده با دوستان حراستی درگیر گشتند) دکتر خوش چهره اومد اونقدر خزعبلات به هم بافت که همه اونایی که واسه خوردن اومده بودن بیخیال شدن و سالن خالی شد!!؟ راستشو بخواید الان حوصله توضیح ندارم به وقتش با جزییات توضیحات! میدم. خبر بعدی: جشن پیوند آسمانی : دست برو بچز بسیج درد نکنه کلی حال کردیم تو دانشگاه بعد چندین سال.فقط حرکات موزونش کم بود. انشالا سال بعد منتظریم! و خبر آخر: متاسفانه این خبر کاملا محرمانه است.(قضیه همون ۱۲ نفره) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط یه بنده خدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به وبلاگ ما خوش اومدین,این وبلاگ میخواد مسائل و مشکلات دانشجوهای داروسازی رو منعکس کنه تا شاید بعضی ها رو از خواب بیدار کنه.به امید موفقیت همتون.
|
| پیوندها |
|
دارو تبريز 86 داروسازي 85 شيراز دندانپزشكي 86 تبريز خاطرات یک دانشجوی تبریزی سیاست روز سلول زنده دارو 87 خانه داروسازان اهواز 87 tbz.pharma چه خبره؟ |
|
RSS
|